شکر تلخ؛ فصل چهارم – قسمت چهارم

میرزاباقر با از دست‌دادن دکان خشکه‌پزی و وسایل آن، قصد برگشت به‌تهران را داشت که مرضیه را دید. این زن نیز به‌میرزاباقر بسیار علاقه‌مند شد و بر این شد تا شرایط رابطه با او را که نیازمند پول بود، فراهم کند، اما میرزاباقر به‌این هم راضی نشد و دست به‌عملی بسیار خطرناک‌تر زد...! عملی که داستانش را در این اپیزود میشنوید...
پادکست فارسی شکر تلخ
چکیده‌ی اپیزود چهارم از فصل چهارم؛

میرزاباقر با از دست‌دادن دکان خشکه‌پزی و وسایل آن، قصد برگشت به‌تهران را داشت که مرضیه را دید. این زن نیز به‌میرزاباقر بسیار علاقه‌مند شد و بر این شد تا شرایط رابطه با او را که نیازمند پول بود، فراهم کند، اما میرزاباقر به‌این هم راضی نشد و دست به‌عملی بسیار خطرناک‌تر زد…! عملی که داستانش را در این اپیزود میشنوید…

نویسنده؛ جعفر شهری باف
راوی؛ فرهاد مهرآبادی

برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکست‌های ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.

 

شاید این پست هم برای شما جالب باشد:  گزنه؛ دائماً يکسان نماند، هشت از یازده
5/5 - (2 امتیاز)
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on google

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.