گزنه؛ پول و بَدنامی، پنج از یازده

زندگیِ مادر نویسنده‌ی نوجوان پس از شوهر اول، با شوهر دوم نیز بر همان منوال می‌باشد، اما با توجه به‌ اخلاق این زن، سعی در رفع مشکلات دارد. فرزندش نیز باید کار کند و منتِ نانِ سفره‌ی ناپدری را نپذیرد. از همین رو، او را به‌کبابی گذاشتند و در این شغل هم مشکلاتی وجود داشت که در آینده وارد چالش‌های سختی خواهد شد...!
پادکست داستان‎‌های تاریخی؛ گزنه (پول و بدنامی)
چکیده‌ی اپیزود پنجم از گزنه؛

زندگیِ مادر نویسنده‌ی نوجوان پس از شوهر اول، با شوهر دوم نیز بر همان منوال می‌باشد، اما با توجه به‌ اخلاق این زن، سعی در رفع مشکلات دارد. فرزندش نیز باید کار کند و منتِ نانِ سفره‌ی ناپدری را نپذیرد. از همین رو، او را به‌کبابی گذاشتند و در این شغل هم مشکلاتی وجود داشت که در آینده وارد چالش‌های سختی خواهد شد…!

مگرنه اینکه پول؛ پرده‌پوش تمام بدنامی‌هاست؟ آدم بدنام و بی‌آبرو، سرش به‌دنیا نباشه بهتره…!

نویسنده؛ جعفر شهری باف
راوی؛ فرهاد مهرآبادی

برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکست‌های ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.

 

شاید این پست هم برای شما جالب باشد:  شکر تلخ؛ فصل چهارم - قسمت سوم
4/5 - (28 امتیاز)
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on google

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.