گزنه؛ ناامیدی و ناکامی، دَه از یازده

یک حادثه‌ی ناگوار برای نویسنده‌ی نوجوان موجب روی‌آوری او به‌طبابت می‌شود. همین امر او را در جمعی از افراد قرار می‌دهد که با وجود کاستی‌ها لذت می‌برد و تجربیات شیرینی کسب می‌کند. او با وجود تمام دردی که دارد به‌زندگی ادامه می‌دهد. روزی از سوی نامادری مورد لطف قرار می‌گیرد و همین لطف، عشق و علاقه‌اش به‌دختر او را برمی‌انگیزد..!
گزنه نااُمیدی و ناکامی
چکیده‌ی اپیزود دهم از گزنه؛

یک حادثه‌ی ناگوار برای نویسنده‌ی نوجوان موجب روی‌آوری او به‌طبابت می‌شود. همین امر او را در جمعی از افراد قرار می‌دهد که با وجود کم‌و‌کاستی‌ها لذت می‌برد و تجربیات شیرینی کسب می‌کند. او با وجود تمام دردی که دارد به‌زندگی ادامه می‌دهد. روزی از سوی نامادری مورد لطف قرار می‌گیرد و همین لطف، عشق و علاقه‌اش به‌دختر او را برمی‌انگیزد..!

به‌هرچی امید ‌می‌بستم به‌ناامیدی و به‌هرکس دلی می‌دادم به‌ناکامی منجر می‌شد…!

نویسنده؛ جعفر شهری باف
راوی؛ فرهاد مهرآبادی

برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکست‌های ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.

 

شاید این پست هم برای شما جالب باشد:  شکر تلخ؛ فصل چهارم - قسمت دوم
4.4/5 - (34 امتیاز)
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on google

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.