مرد پولادین؛ یُسِب بِساریُنیس دزِ جوغاشویلی!

در تاریخ ۵ مارس ۱۹۵۳م در چنین روزی؛ ژوزف استالین رهبر اتحاد جماهیر شوروی و ملقب به مرد پولادین، در یکی از ویلاهای دولتیِ اطراف مسکو در سن ۷۴ سالگی به دلیل آنچه سکته‌ی مغزی عنوان شد، از دنیا رفت. معمای مرگ او هنوز بر کسی آشکار نیست. در این پست به چند روایت از مرگ او می‌پردازیم.
مرد پولادین

با اعلام خبر درگذشت ژوزف استالین ملقب به مرد پولادین، شائبه‌هایی درباره‌ی حضور و دخالت مقامات عالی‌رتبه‌ی دولتی در مرگ وی به گوش رسید. بر اساس برخی گزارشات؛ استالین قربانیِ توطئه‌ی سازمان‌دهی‌شده‌ی «لاورنتی بریا» (رئیس‌کل نیروهای ویژه‌ی اطلاعاتیِ شوروی) شده‌بود. به روایت تاریخ، در عصر روز ۲۷ فوریه ۱۹۵۳م، استالین از چندتَن از اعضای کابینه‌ی سیاسیِ حزب کمونیست شوروی، مِن‌جمله «خروشچف» و «بریا» در خانه‌ی ویلاییِ خود در حومه‌ی مسکو دعوت به عمل آورد. کسی نمی‌داند چه صحبت‌هایی میان آن‌ها رد و بدل شد، ولی گفته‌می‌شود که این گفتگو تا ساعت ۴ بامداد ادامه داشت. پس از اتمام جلسه، مقامات محل را تَرک کرده و استالین نیز به اتاق‌خواب خود رفت. در روز بعد؛ یعنی ۱ مارس، استالین تا نزدیک ظهر از اتاقش بیرون نیامد و حتی کسی را نیز صدا نزد.

نگهبانان از این قضیه ابراز نگرانی کردند. بر اساس مقررات؛ بدون اجازه و فراخوان استالین، اجازه‌ی ورود به اتاق را نداشتند. سرانجام یکی از نگهبانان در ساعت ۲۳ شب تصمیم گرفت که وارد اتاق شود. استالین را دید که نقش زمین شده‌است. او زنده بود، ولی نمی‌توانست سخنی به زبان بیاورد. نگهبانان سراسیمه وی را بر روی کاناپه گذاشته و فوراً به «بریا» تلفن کردند. بر اساس مقررات، بدون اجازه‌ی «بریا»، کسی اجازه‌ی تلفن‌زدن به پزشک را نداشت. مدت زیادی گذشت و از «بریا» نیز خبری نشد. دیگر مقامات دفتر استالین هم از قبول چنین مسئولیت سنگینی وحشت داشتند.

نیکیتا خروشچف و لاورنتی بریا
راست: نیکیتا خروشچف – چپ: لاورنتی بریا

سرانجام «بریا» به ویلای استالین رسید و فوراً به اتاقی که وی در آن دراز کشیده‌بود رفت. ادامه‌ی ماجرا و تمام رویدادهایی که پس از ورود «بریا» اتفاق افتاد، به‌طور جزئی و پراکنده از دهان شاهدان عینیِ ماجرا به ثبت رسیده‌است، ولی بسیاری از آن‌ها با یکدیگر در تناقص هستند. برخی از شاهدان مدتی پس از حادثه، واقعه را بدین‌گونه تعریف کردند که «بریا» هنگامی که استالینِ ناتوان را دید، اجازه‌ی تلفن به پزشک را نداد و گفت: «چرا این‌قدر سر و صدا می‌کنید؟! مگر نمی‌بینید که جناب استالین خوابیده است؟! زود باشید همگی از جلوی چشمانم دور شوید!» در هر صورت آن شب همه از آنجا بیرون رانده شدند و پیکر رنجور و نیمه‌فلج استالین، تمام شب بدون کمک باقی ماند. «بریا» تنها در صبح روز ۲ مارس اجازه‌ی ورود پزشکان به اتاق استالین را داد.

بلافاصله جمعی از پزشکان درمانگاه دفتر حزب کمونیست شوروی، در اطراف پیکر نیمه‌جان استالین جمع شدند. «بریا» بارها به نزد پزشکان رفته و فریاد می‌زد: «آیا شما بهبود وضعیت استالین را تضمین می‌کنید؟! آیا می‌دانید که چه مسئولت سنگینی بر دوش شما قرار دارد؟!» شاهدان عینی در آن شب اعلام کردند؛ انگار «بریا» مطمئن بود که پس از مرگ استالین، خودش جانشین وی خواهد شد. در آن روز، «بریا» بارها به سمت استالین آمد و به صورت وی خیره شد و از او پرسید: «جناب استالین! اینجا تمامیِ اعضای کابینه‌ی شما قرار دارند. لطفاً حرفی بزنید و به ما چیزی بگویید!» ولی او نمی‌توانست هیچ سخنی به زبان بیاورد. «سوتلانا استالین» (دختر استالین) آخرین لحظات زندگیِ پدرش را به خوبی به یاد دارد.

ژوزف استالین و دخترش سوتلانا استالین

در روز ۵ مارس، استالین ناگهان چشمان خود را گشود و به اطرافیان نگاهی انداخت. سپس دست چپ خود را بالا برد. کسی نمی‌داند که او با این کار می‌خواست به بالا اشاره کند، یا کسی را تهدید کند…؟! درست چند لحظه بعد، رهبر اتحاد جماهیر شوروی از دنیا رفت. «بریا» نه‌تنها نتوانست به رهبریِ شوروی برسد و «نیکیتا خروشچف» به قدرت رسید، بلکه در روز ۲۶ جولای ۱۹۵۳م دستگیر و به همراه تمامیِ اطرافیانش تیرباران شد! به گزارش تاریخ؛ «خروشچف» پس از صدور دستور تیربار مهم‌ترین رقیب خود برای رهبریِ شوروی، اعلام کرد که توطئه‌ی «بریا» و هم‌دستانش دلیل اصلیِ فوت استالین بوده‌است. با این حال گزارش مرگ استالین که تا مارس ۲۰۱۶م در صندوق‌خانه‌ی آرشیو دولتیِ تاریخ اجتماعی و سیاسیِ روسیه نگهداری می‌شد، می گوید استالین بر اثر مرگ طبیعی از دنیا رفته‌است…

مرگ ژوزف استالین

در این گزارش آمده؛ سکته‌ای که منجر به مرگ وی شده‌بود، در روز ۱ مارس ۱۹۵۳م رخ داده و وی در شب قبل از سکته، مواد الکلی مصرف کرده‌بود. بر این اساس، برخی مورخان معتقد هستند که شائبه‌ی مرگ او به دست «بریا» ممکن است ساخته و پرداخته‌ی «خروشچف» برای از صحنه به‌در کردنِ رقیبِ اصلیِ رهبریِ شوروی باشد. بد نیست بدانید که در مارس ۲۰۰۳م در روسیه، به مناسبت پنجاهمین سال درگذشت استالین و از ۵ روز پیش از سال‌مرگِ او، نمایشگاهی تحت عنوان «استالین؛ یک مرد و یک سمبل» آغاز به کار کرده‌بود که با بازدید از آنجا و گفت‌و‌شنود روزنامه‌نگاران با مردمی که دیدن می‌کردند، می‌شد نظر روس‌ها را درباره‌ی وی به دست آورد. «آسوشیتد پرس» (خبرگزاریِ آمریکا) در گزارش چهارم مارس ۲۰۰۳م خود از مسکو، از قدردانیِ روس‌ها نسبت به استالین و وفاداریِ به او ابراز تعجب کرده و نوشته‌بود که روس‌ها هنوز استالین را «رفیق استالین» خطاب می‌کنند.

نمایشی تحت عنوان «استالین؛ یک مرد و یک سمبل»

اما حکایتی کوتاه در مورد کلافگیِ ژوزف استالین از تشویق حضار!

در دوران حکومت استالین، دست‌زدن پای سخنرانیِ سران حزب کمونیست شوروی، گاه تا ۲۰ دقیقه هم طول می‌کشید و آن‌هم یک علت داشت؛ شایع شده‌بود که «کا.گ.ب» سخنرانی‌ها را زیر نظر می‌گیرد تا اولین‌کسی که دست‌زدن را قطع می‌کند، شناسایی کند! این بود که هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد اول از همه دست از تشویق بکشد! سرانجام برای حل مشکل، زنگی را در جلسات کار گذاشتند که ختم دست‌زدن را اعلام می‌کرد.

 

نگارش و گردآوری؛ قجرتایم

3/5 - (2 امتیاز)
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on google

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.