گرسنگی؛ منبری و مداحی از دیروز تا امروز!

کوتاه در یک پاراگراف در مورد گرسنگی و سربارهای جامعه‌ی ایران عصر قاجار به قلم مرحوم جعفر شهری‌باف را می‌خوانید. پس از آن نگاه کوتاه و تأمل‌برانگیزی می‌اندازیم به یک خبر از ایرنا در باب قیمت‌های مختلف از سوی مداح‌های حال و حاضر که باعث انتقاد اصحاب رسانه و دیگران شده‌است.
گرسنگی

مرحوم «جعفر شهری‌باف»؛ از نویسندگان ایرانی و پژوهش‌گر تاریخ تهران، در کتاب «طهران قدیم»، وقتی سخن از گرسنگی و مُرده‌خورهاست می‌نویسد:
اوباش و منبری ۲ گروهِ انفکاک‌ناپذیر از هم را تشکیل می‌دادند که از سربارها و مُرده‌خورهای جامعه به حساب آمده و هر یک حفاظت و پشتیبانیِ دسته‌ی دیگر را می‌کردند؛ زیرا اگر اوباش محلات که باید با التماس یا زور از مردم طلب خرج دسته‌ها و حسینیه‌ها نمی‌کردند، کار منبری و مداحی جهت دسته‌ی دوم به وجود نمی‌آمد و چنانچه دسته‌ی مُلا و مداح و منبری نبود، چیزی نصیب اوباش و بیکاره‌ها نمی‌گردید. پس در هر جا بساطی از عیش و عزا برپا می‌شد، اول داش‌مشدی‌ها و یکه‌بزن‌ها و بیکاره‌های محل بودند که سر و کله‌شان در آنجا پیدا می‌شد و از این رو؛ مداحان نیز از گرسنگی‌خوردن نجات میافتند.

عزاداری در زمان قاجار

بهتر است گذشته را در همان صفحات کتاب رها کرده و گزارشی تأمل‌برانگیز نه‌چندان دور از «خبرگزاریِ ایرنا» در همین مورد را بخوانید:
همین ۲-۳ ماه قبل بود که «محمود تاری» در گفت‌وگو با «ایرنا» گفت که مداحی به او گفته که به اندازه‌ی هیکلش طلا دارد! حالا «سیدمجید رضوی» که مسئول «هیئت انصارالمحسن» قم است، در جلسه‌ی رسمیِ هیئت‌شان با گلایه از برخی مداحان، «پویش تحریم مداحان میلیونی» را راه‌اندازی کرده‌است.

مداح 25 میلیون تومانی

او درباره‌ی دلیل اعلام این پویش گفته‌است:
«زنگ زدیم به آقایی که متأسفانه در سیمای خودمان اعلام می‌کند من چیزی نمی‌گیرم، گفت برای یک‌شب ۲۵ میلیون تومان می‌گیرم. وی در ادامه‌ی حرف‌هایش اضافه کرده: ۲۵ میلیون تومان برای نیم‌ساعت مداحی؛ یعنی ثانیه‌ای و دقیقه‌ای چند؟! این درد را به کجا ببریم؟! مداحانی داریم که قبل از حضور در مراسم اعلام می‌کنند که اگر نوحه به سبک «زمینه» بخواند ۵ میلیون تومان، «واحد» هم کنار «زمینه» بخواند ۱۰ میلیون تومان و «شور» هم بخواند ۲۰ میلیون تومان پول باید پرداخت شود. و البته اگر توی روضه کسی غَش کرد، مبلغ می‌رود بالاتر و به این آقایان می‌گویند: مداح آپشن‌دار!»

شاید این پست هم برای شما جالب باشد:  یوشیدا ماساهارو؛ سفیر رسمی ژاپن در ایران!

نگارش و گردآوری؛ قجرتایم
منابع؛
طهران قدیم، ج۴، جعفر شهری‌باف، انتشارات معین
وب‌سایت خبرگزاریِ ایرنا

پی‌نوشت؛ یک‌روزی که خیلی دیر نیست، باید با خیلی از حقایقِ هر چند تلخ روبه‌رو شویم. این جبر تاریخ است…

امتیاز دهید!
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on google

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.